ایذه یك شهر تاریخی است و آثاری از زمانهای بسیار قدیم در آن به جا مانده است. این شهر در روزگار عیلامیان اهمیت و عظمت بسیار داشته و مركز آن آنزان یا آشتیان بوده و در عهد ساسانیان نیز نام و اعتبار داشته است. در كتابهای تاریخی و جغرافی دوران بعد از اسلام نیز نام این شهر ذكر شده است. مقدسی و ابنخرداد و یاقوت حموی از ایذه نام بردهاند. آتشكدهای هم در آن شهر بود كه تا زمان هارونالرشید فروزان بوده است. «استرنج» مینویسد: ایزج به پل سنگی بزرگی كه در آن شهر روی كارون بسته بودند معروف بود. پل مزبور را یاقوت از عجایب جهان شمرده است. این پل كه خرابههای آن هنوز دیده میشود، بنام مادر اردشیر بابكان (خزهزاد) نامیده میشود. كلمه ایذه در زمان اتابكان لر كمتر بكار رفت و به جای آن مالمیر (مال امیر) نامیده شد. كلمه ایذه در قرنهای گذشته به كلی متروك شده بود تا در دوره پهلوی مجددا مورد استفاده قرار گرفت.
چهارشنبه 1389/10/1-02:53 بعد از ظهر
چهارشنبه 1389/10/1-02:48 بعد از ظهر
از آثار به دست آمده ایذه از جمله نگارهها و نقش برجستههای عیلامی (اولین حجاریهای ایران باستان قبل از هخامنشیان)، می توان نتیجه گرفت که آنجا مرکز مهمی در زمان عیلامی ها بوده است. این آثار به دو دسته آثار عیلام قدیم و نو تقسیم میشود که به شرح زیر می باشند: ۱) دوره عیلام قدیم: این دوره به سلس سیمشکی متعلق است که چندین بار توسط حاکم اور نابود گشت.(۷) آثار باقى مانده از این دوره به شرح ذیل است: الف) نقش برجسته شاهسوار: شاهسوار جایگاهى باستانى در حومه ایذه است كه در آن آثار باستانى از جمله نقش برجسته اى متعلق به دوره عیلام قدیم (قرن ۲۰ ق. م.) واقع شده است. این نقش برجسته به احتمال زیاد نمایانگر صحنه بار عام یك پادشاه یا ابراز بندگى در مقابل یك خدا است. ب) نقش برجسته خونگ اژدر: این جایگاه به خونگ نوروزى نیز معروف است و در نزدیکى دریاچه میانگران (۱۲ کیلومترى شمال ایذه) واقع شده است که نقش برجسته هاى آن مانند شاهسوار حجارى شده است. ۲) دوره عیلام نو: ایذه در دوره عیلام نو «آیاپیر» نامیده مى شده است و پادشاهان آن به صورت مستقل زیر نظر سوخالماهو وزیر اعظم عیلام حکومت مى نمودند. حکومت عیلام در این دوران به صورت اتحادیه اى بود و متشکل از تعدادى حکومتهاى محلى مستقل اداره مى شد.(۸) آثار این دوره عبارتند از: الف) کول فره (کول فرح): كول فره برسى دره مانند در كوههاى اطراف دشت، واقع در ۷ كیلومترى شمال شرقى ایذه است كه در عصر عیلام نو به عنوان نیایشگاهى باز مورد استفاده قرار مى گرفته است. در این شكاف ۶ نقش برجسته به همراه نوشتارهاى عیلامى (میخى) اطلاعات تاریخى ارزشمندى را در اختیار مى گذارند. بیشتر این نقش برجستهها مراسم مذهبى یا میهمانى هاى هانى شاه، پسر تاهى هى (تاخی هی) حاکم دست نشانده آیاپیر از طرف شوتروک ناهونته را یادآور مى نمایند. از نکات جالب توجه این نقش برجستهها مى توان به آداب و رسوم امور مذهبى عیلام اشاره نمود که در آن کاهنان در حال قربانى کردن حیوانات و نوازندگان در حال نواختن موسیقى و مردم یا بزرگان داراى حالتى خاص (شاید حالت خلسه) در نیایش و حمل خدایان مى باشند.(۹) ب) اشکفت سلمان: تنگه اى در کوه الهک واقع در شمال غربى ایذه است. در این تنگه چهار نقش برجسته وجود دارد که تمامى آنها به هانى تعلق دارند که بیشتر به خانواده سلطنتى و خدایان اشاره نموده است. در این جایگاه باستانى روزگارى نیایشگاه «تاریشا» وجود داشته است. براساس نظریه برخی مستشرقین و محققین در دوره هخامنشیان به ایذه، اینزان می گفتند(۱۰) که از مراکز مهم مذهبی و سیاسی آن دوره به حساب می آمده است.
براساس برخی روایات تاریخی، اسکندر پس از ورود به ایران و توقف در همدان به خاطر مرگ هفس تیون سردار جوان خود سخت آشفته شد و دستور داد که یالهای اسب و قاطرها را بچینند و کنگرههای برج و باروها را برافکنند. سپس غیب گوی وی از طرف ژوپی تر، هفس تیون را نیم خدایی نامید و برای آمرزش وی قربانی طلب کرد. بالاخره اسکندر برای اینکه در جنگ تسلی بیابد، به مملکت کوسی ها رفته و پس از مطیع کردن آنها شکار انسان ترتیب داد و امر نمود تفاوتی بین مرد و زن، بزرگ و کوچک نگذاشته و همه را بکشند و این قصابی وحشت انگیز را قربانی دفن هفس تیون نامید. این حادثه در کوههای بختیاری در ایذه اتفاق افتاد.(۱۱) از این دوران و سپس از دوران پارتی چندین مجسمه و چند نقش برجسته و... باقی مانده است. از این زمان به بعد، ایذه مستقل اداره و به نام الیمائید خوانده می شد. آثار این دوره عبارتند از: الف) خونگ یارعلی وند: در این جایگاه باستانى که در ۳ کیلومترى خونگ اژدر واقع شده است، نقش برجسته اى شامل دو فرد الیمایى در یک مراسم آیینى وجود دارد. ب) خونگ کمال وند: این جایگاه باستانى در ۴ کیلومترى شمال خونگ یار على وند واقع شده و داراى نقش برجسته اى به همراه کتیبه اى الیمایى است. ج) خونگ اژدر (۲): (۱۴۲ ق. م) درست پشت تخته سنگى که نقش برجسته عیلام قدیم قرار داشت، نقش برجسته اى متعلق به زمان پارتىها قرار دارد که مهرداد دوم شاه اشکانى را به همراه افراد بلندپایه الیمایى نشان مى دهد. د) قلعه کژدمک: در ارتفاعات خونگ اژدر قلعه اى از لاشه سنگ و ساروج و خشت با تاقهاى هلالى و سنگى واقع شده که در این ناحیه به «قلعه کژدمک» معروف است. این قلعه احتمالاً در زمان اردشیر ساسانى متروک شده است. ایذه در دوره ساسانی نیز از شهرهای آباد و پرجمعیت به شمار می رفت و آتشکده آن تا زمان هارون الرشید برقرار بوده است.(۱۲) از روزگار خلافت عمر بن الخطاب، واژه ایذه عربی شد و آن را ایذج خواندند. اولین رویارویی این مردم استقلال طلب تاریخ ایران با مسلمانان در سال ۱۷ هـ . ق (۶۳۸ م) رخ داد. در این واقعه نعمان بن مقرن مزنی، سردار عرب به خوزستان آمد و پس از گشودن رامهرمز، به ایذه رفت و با شیرویه حکمران آنجا صلح نمود و شهر تسلیم شد.(۱۳) در سال ۲۲ هـ . ق اولین درآمد حاصل از خراج ایذه و رامهرمز به حکومت بصره تخصیص یافت. در سال ۲۹ هـ . ق مردم ایذه در برابر ابومساشعری حاکم بصره سر به شورش برداشتند، ولی کاری از پیش نبردند.(۱۴) شهر ایذه در زمان خلفای عباسی، کرسیولایت بود و «ایذج الاهواز» خوانده می شد، تا با محلی دیگر به همین نام در نزدیکی سمرقند اشتباه نشود.(۱۵) این شهر در سده ۶ هـ . ق، در دوران مغول، مرکز حکومت اتابکان لرستان یا امرای فضلویه بود که از ۵۵۰ هـ . ق توسط ابوطاهر در سرزمین لر بزرگ و بخشی از خوزستان حکومت می کردند(۱۶) و برای نخستین بار آنان بودند که ایذه را مالمیر یا مال امیر (ملک امیر) نامیدند.(۱۷) نخستین بار ابن بطوطه در نیمه نخست سده ۸ هـ . ق آن را به صورت مال امیر در سفرنامه خود آورده است: «از تستر (شوشتر) حرکت کردیم. سه روز از کوههای بلند راه می رفتیم تا به شهر ایذه رسیدیم، ایذه را مال الامیر نیز می نامند.»(۱۸) آثار دوره اتابکان لر بنایی از لاشه سنگ است که در اشکفت سلمان پس از حفاری نمایان شد. پس از برافتادن حکومت اتابکان در ۸۵۷ هـ . ق ایذه رو به خرابی گذارد و ساکنان آن به کوچروی روی آوردند.(۱۹) همچنین آثار دوره ایلخانی و مغول از جایگاه باستانی به نام تاق طویله به صورت بنایی سنگی - گچی با آثار گچبری و کاشی کاری در شهر کنونی ایذه به دست آمده است. از دوره صفویه گورستانی با شیرهای سنگی در شاهسوار وجود دارد که البته تا دوره اول، بار دگر زنده شد و در تیرماه ۱۳۱۴ هـ . ش، از سوی فرهنگستان ایران به نام پیشین خود، ایذه نامگذاری شد.(۲۰)
چهارشنبه 1389/10/1-02:37 بعد از ظهر
شهر ایذه از روزگار باستان تا امروز به نامهای ایذج، ایذه، ایگه، ایجهه، اریگ، ایج، ایدج الاهواز، مالمیر یا مال امیر خوانده شده است. کلمه ایذه برگرفته از واژه ایجه یا ایگه فارسی باستان به معنی مسکن و محل زندگی است.(۵) به علاوه به دلیل وجود زیجهای بسیار در این ناحیه، این شهر به نام اریگ یا ایج خوانده می شده است. به عقیده برخی از محققین این شهر در نیمه دوم هزاره دوم پیش از میلاد «انزان» نامیده می شد و مرکز ایالت انزان بوده است. می توان ایذه را تغییر شکل یافته انزان عیلامی نیز دانست
چهارشنبه 1389/10/1-02:35 بعد از ظهر
كتیبه كول فره در انتهای دشت ایذه قرار دارد. در این اثر نقوش بدیع و حیرتانگیزی از صورتهای شاه، فرمانروا، زن، مرد، اسرا و جانورانی چون گاو، گاومیش و گوسفند حجاری شدهاند. نقوش این كتیبه در حال نیایش و احترام و حمل هدایا و تقدیس ربالنوع یا امیر دیده میشوند. این اثر به دوران حكومت عیلام (قبل از میلاد) مربوط است و از آثار بسیار مهم باستانی استان خوزستان به شمار میرود.

چهارشنبه 1389/10/1-02:23 بعد از ظهر
از كوه فره ایذه به طرف جاده دز و در جهت شرق آن گورستانی وجود دارد كه در نزدیك آن قطعه سنگی به چشم میخورد. روی این صخره یك مربع مستطیل به طول و عرض تقریبی یك و نیم سه متر حجاری شده است. در این لوح از سمت چپ پنج انسان ایستاده با لباس بلند و دو دست روی سینه حجاری شدهاند. در جلو این پنج نفر نقش مردی یا زنی بر سكو یا تختی نشسته است كه به سوی آن پنج نقش توجه دارد. لباس این نقش هم چون دیگر نقشها دامنی بلند است. مردم ناحیه به این نقش نام مكتبخانه یا مدرسه دادهاند.

چهارشنبه 1389/10/1-02:13 بعد از ظهر
كوه تورك جزء دهستان سوسن شهرستان ایذه است. این كوه در فاصله نود و یك كیلومتری شمال غربی ایذه با ارتفاع سه هزار و سیصد و نوزده متر واقع شده است. این كوه سرچشمه رودخانههای آب بازافت و لب است. تورك از شمال غربی به كوه لملی متصل است و جزء كوهستان زاگرس بهشمار میرود.
چهارشنبه 1389/10/1-02:11 بعد از ظهر
كوه كله در دهستان هپرو در پنجاه و نه كیلومتری جنوب شرقی ایذه واقع شده است. ارتفاع این كوه حدود سه هزار و ده متر است. این كوه از شمال به كوه دوتو متصل است. رودخانه صیدون از غرب، رودخانه اعلاء از جنوب و رودخانههای لیراب و سمه از شرق آن عبور میكنند. در دامنه غربی این كوه چشمهای است كه آب آن در یك دریاچه كوچك جمع میگردد. این دریاچه كه «دوتو» نام دارد در ارتفاع حدود هزار و ششصد و هشتاد متری قرار دارد. كوه كله جزء كوهستان مونگشت از كوهستان بزرگ زاگرس بهشمار میرود و دامنههای آن از جنگل پوشیده شده است.
چهارشنبه 1389/10/1-02:05 بعد از ظهر
كوهستان مونگشت در شهرستانهای لردگان و ایذه، مركب از كوههای تنوش، ناشلیل، زردحلقه، نشا، سهپران، سرچاه، قوچه، بدرنگان، برآفتاب، كله، كلمه و دوزرد قرار دارد. بلندترین قله این كوهستان سه هزار و ششصد و سیزده متر ارتفاع دارد كه در 55 كیلومتری جنوب شرقی ایذه و در پنجاه و دو كیلومتری گرمان و در سیزده كیلومتری شمال غربی روستای لیراب واقع شده است. رودخانههای هلایجان، آب زردك، صیدون از دامنههای غربی، لیراب و سمه از دامنه جنوبی، خرسان و كارون از دامنههای شرقی این كوهستان سرچشمه میگیرند. بخش عظیمی از این كوهستان را جنگلهای نسبتاً انبوه پوشانیده و در انتهای آن دریاچهای به نام «بوندان» ایجاد شده است.
چهارشنبه 1389/10/1-02:04 بعد از ظهر
چهارشنبه 1389/10/1-02:03 بعد از ظهر
غار سلمان در فاصله سه كیلومتری جنوب غربی شهر ایذه كنونی، در انتهای درهای واقع شده است. اشكفت سلمان محوطهای وسیع است كه در درون صخره طبیعی كوه به صورت سرپناهی با آثار آبرفتی و یك چشمه آب شیرین گوارا (كه از درون غاری كوچك و باریك بیرون میآید) تشكیل میشود. روبهروی مجموعه اشكفت سلیمان در سمت راست و در منتهیالیه كوهی كه روبهروی آن است، دو نقش نیمرخ برجسته كه در درون دو چهار گوش مقعر حجاری شدهاند، وجود دارد. نقش اول مركب از تصویر سه شخص است كه پشت سر هم در یك ردیف ایستادهاند. آتشدانی فروزان در جلوی آنهاست كه بلندی آن تا زانوان آنها میرسد. در لوحه دوم كه با فاصله چند متر از لوحه اول و بر سطح قلعه سنگی دیگر حجاری شده، دو نقش وجود دارد كه یكی از آنها نقش مردی و دیگری نقشزنی است. اما در شرق این دو لوحه اشكفت بزرگ یعنی سایهبان خمیده كوه قرار دارد كه در زیر آن بر روی بدنه كوه یك كتیبه مستطیل شكل میخی و چند نقش حجاری شده و در زیر این كتیبه كه در ارتفاع قرار دارد، محل نشستن و تختگاه و یا انجام مراسمی دیده میشود.
چهارشنبه 1389/10/1-01:53 بعد از ظهر
چهارشنبه 1389/10/1-01:36 بعد از ظهر